أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
39
قانون ( فارسى )
مىتراود طحال به آن نيازى ندارد . همچنانكه صفراى تراويده از كيسه صفرا نيروى دفعكننده را از طرف پائين هشيارى مىدهد ( حس اجابت ) ، سودائى كه از طحال تراوش مىشود نيروى جذبكننده را از قسمت بالا آگاه مىسازد ( ميل پذيرش غذا ) . بزرگوارى ايزد پاك را كه بهترين پديدآور و داورترين داورهاست . اما روند سوداى غير طبيعى بر تهنشين شدن و درد گشتن نيست ، بلكه بر راه خاكستر شدن و سوختن است . چون هر چيز نمناكى كه با ( ماده ) خاكى آميزد ، آن را به يكى از دو حالت سوق مىدهد : ( ماده ) خاكى يا تهنشين مىگردد و سوداى طبيعى مىشود و يا بخش لطيف آن تحليل مىرود و بخش غليظش مىماند و حالت سوختگى را به خود مىگيرد و از آن خون و اخلاط ، سوداى زائد بوجود مىآيد و آن را خلط سياه ( يا سودا ) مىنامند . ولى آنچه تهنشين است تنها خون است ، زيرا كه بلغم بواسطه لزج بودن ، تهنشين دردمانندى ندارد . صفرا لطيف است و همواره در حركت ، و مقدار جدا شدهء آن از خونى كه در بدن است كمتر و مزاج خاكى آن اندك است ؛ رسوب چشمگيرى ندارد و آنچه از آن به تهنشينى گرايد بيدرنگ مىگندد و يا بيرون ريخته مىشود . اگر بگندد ، لطيفش مىگدازد ( تحليل مىرود ) و غليظش به سوداء سوختنى تبديل مىشود نه به درد . سوداى زائد غير طبيعى بقاياى سوختگى و خاكستر صفرا و مزه آن تلخ است . فرق ميان اين سودا و صفرائى كه سوخته ناميديم آن است كه صفراى سوخته با خاكستر مخلوط است و اين سودا در ذات خاكسترى است جداگانه ، و لطيفش گداخته است . نوع دوم سوداى ناطبيعى خاكستر و سوخته بلغم است . هرگاه بلغم بسيار لطيف و آبكى باشد ، خاكسترى آن به شورمزگى مىزند و گرنه به ترشمزگى يا تلخگس نزديك است . نوع سوم سوداى ناطبيعى خاكستر و سوخته خون است و مزه آن شور است كه كمى به شيرينى مىزند . نوع چهارم سوداى ناطبيعى ، خاكستر سوداى طبيعى است كه اگر لطيف باشد خاكستر سوختهاش در ترشمزگى به سركه مىماند و روى زمين جوش مىخورد و چنان بوى ترشى از آن خارج مىشود كه مگس و موجودات نظير آن گريزان مىشوند و اگر غليظ باشد ، ترشى آن كمتر و اندكى گسى و تلخى دارد . پس انواع سوداى بد سه نوع است : صفراها كه سوخته و لطيفش گداخته است ( تحليل رفته است ) و نوع دوم و سوم كه بعد از نوع اول مذكور افتاد . نوع چهارم ، سوداى بلغمى است كه در بد بودن كمتر و در زيان رساندن كماثرتر است . اين اخلاط چهارگانه پس از سوخته شدن از لحاظ تباهى به ترتيب زير هستند : سوداى زردابى سختتر و پرخطرتر از ساير سوداهاست و از همه آنها به تباه شدن نزديكتر ولى معالجهپذيرتر است . از دو نوع ديگر آنكه ترشتر است بدتر و اگر از ابتدا به آن رسيدگى شود علاجپذيرتر است . نوع سوم در روى زمين كمتر جوش مىخورد و به اندامها كمتر مىچسبد